مرتضى راوندى

140

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

است . . . « 1 » رازى در طى مطالعات فراوان خود براى به كرسى نشاندن حقيقت ، به بعضى از عقايد و نظريات استاد خود جالينوس شكوك و ايراداتى وارد نمود . رازى پس از تعظيم و تكريم مقام علمى جالينوس و اعتراف به بزرگى منزلت او چنين به دفاع از خود مىپردازد . « صناعت طب و فلسفه ، تسليم به رئيسان و قبول گفتار آنان و مسالمت و مسامحت را نمىپذيرد و فيلسوف از شاگردان و دانشجويان خود ، اين تسليم را انتظار ندارد ، چنان كه جالينوس در كتاب منافع الاعضاء ، كسانى را كه عقايد و گفتار خود را به پيروانشان بدون دليل و برهان تحميل مىكنند توبيخ كرده است و آنچه كه مرا بر اين عمل جرأت داد . . . اين است كه اگر او خود زنده و حاضر مىبود مرا بر تاليف اين كتاب سرزنش نمىكرد و بر او گران نمىآمد . . . و من آن كس را كه مرا ، در استخراج اين شكوك ملامت كرد ، فيلسوف نمىشمارم . . . اين ارسطوست كه مىگويد حق و افلاطون باهم اختلاف نموده‌اند و هردو با ما دوست هستند ولى حق از افلاطون براى ما دوست‌تر است . . . » « 2 » رازى نه تنها در مسائل طبّى بر جالينوس خرده گرفته بلكه بسيارى از آراء فلسفى او را نيز مورد تشكيك قرار داده است و اين موجب شده كه مورد ايراد ابن ميمون قرار گيرد . . . ارزش كتاب شكوك يكى در اين است كه اين كتاب پرده از روى بسيارى از كتابهاى جالينوس كه فقط نام آنها براى ما باقى مانده مىگشايد . . . رازى در اين كتاب ، گاه‌گاه اشاره به برخى از نقاط زندگى خود مىكند و بسيارى از آراء طبى و فلسفى و اخلاقى خود را صريحا بيان مىكند . . . « 3 » اخلاق اجتماعى و روش اقتصادى رازى رازى در سيرت فلسفى ، در شرح حال خود مىنويسد : « هيچگاه بعنوان مردى لشكرى يا عاملى كشورى به خدمت سلطانى نه پيوسته‌ام و اگر در صحبت او بوده‌ام از وظيفه طبابت و منادمت قدم فراتر نگذاشته ، هنگام ناخوشى به پرستارى و اصلاح امر جسمى او مشغول بوده ، در وقت تندرستى به مؤانست و مشاورت او ساخته‌ام و خدا آگاه است كه در اين طريقه ، جز صلاح او و رعيّت ، قصد ديگر نداشته‌ام ، در جمع مال دستخوش حرص و آز نبوده و مالى را كه به كف آورده‌ام بيهوده بر باد نداده‌ام . با مردم هيچ وقت به منازعه و مخاصمه

--> ( 1 ) . دكتر مهدى محقق ، فيلسوف رى ، پيشين ، ص 169 . ( 2 ) . همان كتاب ، ص 303 . ( 3 ) . نگاه كنيد به كتاب امام محمد غزالى ، تأليف مونتگمرى وات ، ص 55 و 58 .